آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> بهار پر گل

بهار پر گل

بهارِ پرگلِ من آفتاب را کم داشت
به کوی میکده رفتم همه بُدند جز او
به آسمان چو نگاهم فتاد فهمیدم
سیاه چون شب هجران بود دو زلف سیاه
چو بخت من بود آن دیده‌ها سیاه و خراب
به لب شراب پر از دُرد کرده بُد که رقیب
بگفتمش چـه شـود پـا نهی به دیده من
خجـل شـدم ز رُخ مـاه او به وقت وداع
  عتاب بود به چشمش خطاب را کم داشت
سبوُ و ساغر و خُم بُد، شراب را کم داشت
که زهره بود و زحل ماهتاب را کم داشت
بلای جان همه پیچ و تاب را کم داشت
سیاه‌مست دریغا که خواب را کم داشت
نگوید آن لب گُلگوُن شراب را کم داشت
به چشـم بـود موافق جواب را کم داشت
چو وقت رفتن او دیده آب را کم داشت

۱۷/۷/۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>