آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> یار بردبار

یار بردبار

جان‌ها فدای روی تو ای حسن بی‌شمار
از بردباریت همه خلق در امان
محتاج نیستی نه به من نی نماز من
کردی مراقبم دو ملک تا شبانه روز
مهرت امان نداد که آنها خبر شوند
ای نام دلـپـذیر تو حلال مشکـلات
هستند کاینات به لطفت نیازمند
هــر مـوی مـن اگـر بـه ثنایت زبان شود
یابم مجال از تو اگر تا به روز حشـر
  شرمنده‌ام ز حوصله‌ات ای همیشه یار
گشتم خجل ز کار خود ای یار بردبار
اما منم ز لطف تو تا حشر وامدار
جرم و گناه من بنویسند از قرار
از جرم‌های من که مرا کرده شرمسار
ای موجب قرار دل و جان بی‌قرار
ای بی‌نیاز  بنده‌نواز بزرگوار
شکـرت کجـا بیـان کنـد الا یک از هـزار
گـردم بـه بـارگاه رفیع تو خاکسار

تهران – ۱۰/۱۱/۹۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>