آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> چشم بی‌نیاز

چشم بی‌نیاز

ای سروِ من تو پیشِ چمن باش سرفراز
ای گُل بخند تا که نخندد به باغ گُل
بنگر به دیده‌ام که ندیده‌ست کس چو تو
لبخندِ تو ز قلبِ رئوفت بود دلیل
کردم یقین به گفته تو این‌که گفته‌‌ای
وقتِ دعا و جامعه و اشکِ سینه سور
پیوسته باش در ره معشوق با خضوع
تا در پـی وصـال نـرفتـی به سعی و رنـج
کـی مـی‌توان رسیـد به سـر منـزلِ امیـد
  ای نازِ من نمای تو از بهرِ غنچه ناز
بر قلبِ من به خنده درِ مهر کن تو باز
بنگر نیازِ دیده تو از چشمِ بی‌نیاز
خواهم شود به قلبِ من این در همیشه باز
یادت کنم هماره به شب موقع نماز
آنجا که هست دستِ تو سوی خدا دراز
با عشقِ دوست باش در این ره به سوز و ساز
تا طـی نگـردد این ره پـُر پیـچ و هم دراز
کـی مـی‌رسد کسـی بـه سـراپرده‌های راز

۵/۶/۸۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>