آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> پیاله نگاه

پیاله نگاه

چنان بُدم ز شراب نگاه تو سرمست
گسست یک‌سره اجزا و تار و پود دلم
چو دیدگان من از عشق بر رخت افتاد
چو یافتم که نظر بر منت بود شب و روز
پیاله نگهت چون نشد ز می لبریز
خوش است گر که خرامی تو با صراحی می
به جـان خستـه من شهـد یک نگـه مـانده
ز درد هجـر تو در سینه یک نفس باقی‌ست
  که تیر عشق تو ناگاه بر دلم بنشست
تمام و یک‌دله با عشق پاک تو پیوست
ز شاهدان دگر دیده تا قیامت بست
نیافتم که جز این موهبت در عالم هست
دلم چو ساغر و جام و خم و پیاله شکست
تو مست باده و شهری تمام باده‌پرست
بیـامـدی و مـن از این خیال گشتـم مسـت
مسیـح مـن تـو بیـا ورنـه می‌روم از دست

تهران – ۲۸/۲/۸۶

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>