آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> وضوی تو

وضوی تو

ای بهتر از بهشت عدن خاک کوی تو
شد براساس عشق تو بنیاد عشق راست
گشتم سیاه‌مست گر از عشق و دلبری
باد بهار گر ز شمیم سحر پر است
هرکس لقای دوست کند آرزو اگر
بودت جوان پاک و خداجوی دین شعار
در خُلق و خلق و منطق هم او بود چون نبی
نازم به عشق بی‌غشت ای قهرمان عشق
ذبح عظیم کار تو بُد ای خلیل جان
نـازم نمـاز ظهـر تــو ای مفخــر صــلاهًْ
بود آن‌دمی که دین ز تباهی به احتضار
  آرام جان فاطمه نام نکوی تو
نقل زمان و نُقل مکان گفتگوی تو
نوشیده جرعه‌ای ز ازل از سبوی تو
هست از شمیم دلکش و دلجوی بوی تو
باید که بنگرد به حقیقت به روی تو
اکبر که بود آینه‌ای روبه‌روی تو
پوری که بود در همه دم راه‌پوی تو
کردی فدای دوست که بُد آرزوی تو
دل می‌کشد خلیل و ذبیحش به کوی تو
تکبیــر تــو رکـوع و سجـود و وضوی تو
جـان دگـر گـرفت ز خـون گلـوی تو

تهران – ۱۱/۷/۸۴

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>