آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> همچو غزال

همچو غزال

اگر دهی به من عاشق نزار مجال
چه چاره آن‌که نباشد مرا به جز یک جان
به دل نمانده به جز دیدنت تمنایی
بر آن سرم که سُرایم به وصف خنده تو
مرنج گر که برفت اختیار من از دست
 تو چون بهار فرح‌بخش و همچو شبنم پاک
تو همچو باد سبکبار و همچو گل خوش‌رنگ
تو روح‌بخش چو دریا و همچو گل خوشرنگ
 خُم از نگاه تو سرمست روز و شب چون می
بخنده همچو قدح دل‌فریب چون ساغر
هلال و بدر به یک شب ندیده‌ام اما
جبین روشن تو شد منار گیسوی تو
تو پر ز شهد چو شکر چو خال چهره ملیح
لبت عقیق و دهان غنچه پر ز مروارید
نجابت از تو بیاموخت درس دین‌داری
گر افتخار نمی‌کرد بر تو اصل وجود
به شوق روی تو بوده‌ست گر جهان وجود
تپد ز عشق تو د‌ل‌های شاهدان شهیر
هر آن کسی که به دعوی و دلبری برخاست
جنون بی‌خودی از دست من ربوده عنان
کمر به خدمت تو بسته‌اند مردم شهر
شدند جمله خوبان به دیدنت مشتاق
به سر نبرده‌ام ای دل شبی به دور از تو
تو را کنم به چه تشبیه ای سراپا حُسن
گل از تو رنگ طرب حال و شور و مستی می
نسیم بوسه، خرد دانش و غبار خضوع
تـویـی برابـر من «بـالعشـی والابکـــار»
[۱]
خــدای، حُسن تـو را پـایـدار فـرمایـد
 
  کنم نثار رهت جان خود به بوی وصال
ولی وجود  من از عشق توست مالامال
شبانه‌روز به بام و درت زنم پر و بال
چکامه‌ای که رهاند مرا ز رنج و ملال
حدیث دل بشنو از زبان من الحال
تو دلپذیر چو دریا لطیف همچو خیال
تو منتظر چو شقایق خجول همچو غزال
تو پر نشاط چو باران و همچو آب زلال
تبسم تو دلاویز چون نسیم شمال
جسور همچو سبو چون شراب وصل حلال
عِذار ماه تو چون بدر و ابروی تو هلال
خوش است این همه خوبی و دلبری و جمال
صریح همچو جواب و فکور همچو سؤال
همان لبی که بود بوسه ‌زان خیال محال
گرفت از تو تعهد ره حرام و حلال
برفت تا به ابد خیره راه ضلال
همی رود به حقیقت هماره سوی کمال
به جز دلی که بود تیره یا ز سنگ و سفال
روند جمله خوبان به سوی او به قتال
ببخش گرکه بشد وصف چهر تو اجمال
به غیر ماشطه و گل‌فروش یا جُهّال
تمام عمر نه امروز و امشب و امسال
چه در تفکر و اندیشه و یا به وقت خیال
که هست رونق بازار تو بدون زوال
هزار نغمه و دل صدق و ماهروی کمال
کویر وسعت و قدر و قرار نیز جبال
اسیــر عشـق تـوام «بـالغـدو والآصـال»
[۲]
نگـاهبــان تــو همــواره ایـزد متعـال
 

تهران – ۱/۳/۸۶

[۱]. وَ ذُکُر رَبک کثیراً وَ سَبِّح بِالعَشی وَ الابکار (پروردگارت را شبانه‌روز بسیار یاد کن). سوره آل‌عمران، آیه ۴۱٫

[۲]. وَ لِلّهِ یَسْجُدُ مَن فِی‌السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ طَوْعًا وَ کَرْهًا وَ ظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ (تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، صبح و شام خدای را سجده می‌کنند). سوره رعد، آیه ۵۱٫

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>