آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> می پرستی

می پرستی

بر آن سرم که کنم ترک می پرستی را
به جام و ساغر و خم، مست کی توان گـردید
خـزان به باغ تو هـرگـز گـذار نـتوان کـرد
به مـی پـرستی از آن رو درآمـدم همه عمر
بـه عشـق کـوش که از بند دیو و دد برهی
  ببخشمت به نگاهی تمام هستی را
دهد به مـن نگهـت صبح و شـام مستی را
زمـان نکــرده به حسـنت دراز دستـی را
کـه مـی‌بـرد ز دل و روح خــودپرستی را
چو عشق می‌برد از جان و جسـم پستی را

تهران – ۲۲/۶/۸۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>