آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> میثاق

میثاق

حکیم در پی ایجادِ خلق روز الست
نخست عشقِ تو را با سرشت من آمیخت
به یک نگاه و تبسّم بکرد مهمانم
ببست با منِ سر مست سخت میثاقی
دگر شکست نیاید به این چنین عهدی
چو در پیاله به جز عکسِ او نَبُد تصویر
گــرت به کعبــه گـذارت فتـد تو خود بینی
هــزار ســالِ دگــر، بگــذری اگــر بر من
  چو داشت پرچمِ غیب و شهود را در دست
سپس محبّتِ تو بر دلم چو جان بنشست
که تا قیامت از این باده مستم مست
که روح و جان و دل و دیده را به خود پیوست
نشاید آن‌که چو ساغر به هر بهانه شکست
به چشم آینه زین نکته رمز و رازی هست
شده اسـت “حجر” و “حطیم” همچو حاج آفتاب‌پرست
چــو نــامِ او ببــری می‌روم یقیـن از دست

تهران- ۹/۸/۸۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>