آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> مسیح وار

مسیح وار

تمامِ عمر ز حسرت گریستم بی تو
بسوخت سینه ز هجران که آه از آن برخاست
نفس اگر چه برآید، ولی نیم خرسند
چسان گذشت ز هجرِ تو دوش بر منِ زار؟
مسیح‌وار بیا بر سرم که زنده شوم
وجودِ من ز تو پُـر شـد بیـا ببین کـز عشق
به چهرِ خسته من ردِّ اشک معلوم است
  عجب ز عمرِ درازم که زیستم بی تو
گمان نداشتم از خود که ایستم بی تو
تمامِ عمر بدین غم گریستم بی‌تو
خجل ز خویشتنم چون‌که زیستم بی‌تو
چو نیستی تو در این حلقه نیستم بی تو
گهــی ز خویش بپرسم که کیستم بی‌تــو؟
تمـامِ عمـر ز حسرت گریستم بی تـو

تهران- ۱۴/۸/۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>