آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> مسلخ عشق

مسلخ عشق

گرچه در مسلخ عشق تو سر انداخته‌ایم
در خرابات که سرها شکند دیوارش
آگه از عاقبت کار چنانیم که ما
جان و دل سوخته در آتش عشقیم، ولی
به وفا شهره در این شهر چنانیم چو ما
به وفا کوش که ما بر سر کویت بر خصم
پی دیدار تو در وادی پــر محنـت عشـق
مست و مجنون تو گشتیم در این راه، ولی
  نقد دین نیز چو دل با نگهی باخته‌ایم
چشم بر بسته و پر آخته چون فاخته‌ایم
سر و دستار به یک جرعه بینداخته‌ایم
عشق آموخته‌ایم پرچمش افراخته‌ایم
به جفای تو و با لطف و وفا ساخته‌ایم
تیغ کینیم که افراخته و آخته‌ایم
بی‌خـود از خویش شدیم و به‌تو پرداخته‌ایم
آخـر کــار چـه فـرهیختـه و داخته‌ایم

تهران – ۱۷/۳/۸۶

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>