آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> لهیب حادثه

لهیب حادثه

لهیب حادثه بگذشت از کنارۀ خون
گرفت رخصت بیداد در سحرگه درد
نشست دشنۀ خون‌ریز در سرادق دل
خلید ناوک دشنام بر گلوگه عشق
رمید گرمی بازار از طراوت ماه
طلوع کرد غبار و غروب کرد قرار
ز خاک‌ریز بسیجی، سروش، دست‌افشان
به قله‌های رفیع نماز، جلوۀ حق
شکوه نعرۀ خمپاره با ترنم ذکر
ببیـن تـو بُـردِ دعـایِ شـب هجوم بسیج
سلاح جبهه حـق تـرکشش جهانگیر است
  گداخت پیکر پرهیز در شرارۀ خون
فشرد دست تعب حلق پاره‌پارۀ خون
شکست ساعد ایثار از کتارۀ
[۱] خون
وزید صرصر آلام در هزارۀ خون
دمید سایۀ آزار از ستارۀ خون
مگر حماسه گشاید حصار چارۀ خون
عروج شعلۀ تکبیر از عصارۀ خون
شکوه و شکر و حقیقت در استخارۀ خون
فرس پیاده دواندن پی سوارۀ خون
کـه می‌رمـد سپـه شب به یک اشارۀ خون
سـرود فتـح و امیـد است بـر منارۀ خون

تهران- ۲۰/۹/۶۲

  [۱]. نوعی سلاح است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>