آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> عذر گناه

عذر گناه


ای ماهتاب روی تو بهتر ز روی ماه
خندان و شاد و سرخوش و مستانه تا روی
باز آی تا فدای تو این جان و دل کنم
صد دل برون ز سینه شد از بهر دیدنت
خوشبخت طایری که کند طوفِ کوی تو
پروانه‌وار سوختم از شوق دیدنت
با روی و موی و خنده و آزرم و دلبری
با غمـزه می‌بــرد دل و با عشوه عقل و دین
بادِ صبا به وصفِ تو صدها غزل سرود
 
ای سایه بلندِ تو بر عاشقان پناه
کردم مسیرِ راهِ تو از شوق سجده‌گاه
یا در کنارِ گُلبنِ رویت شوم گیاه
ترسم که اشک و دیده ببندند بر تو راه
فرخنده عاشقی که دهد جان به یک نگاه
افتاده‌ام به بوی نگاهی به قعر چاه
عاصی هزار عذر بیارد به هر گناه
کـو آن‌که گفت ملک نگیــرنـد بـی سپـاه
آیینه‌دار روی تو گشتند مهـر و مـاه

۷/۲/۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>