آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> طبیب درد

طبیب درد

بیا به مجلس و ریو و فریب را بشکن
اگر که آینه حُسن تو را عیان نکند
جمال و حسنِ تو گر آفتاب پنهان کرد
بیا که مسجد و محراب رو به ویرانی‌ست
درآ که نغمه مرغِ چمن غم‌انگیز است
اگر که سیم و زر از بهر زیب آوردند
طبیبِ درد تویی ای مسیحِ راحتِ جان
لهیبِ هجر تو سوزاند آشیان ما را
غــریب و زار بـه دیـدارت آمـدم رحمـی
خبــر رسیـد به مـن عن‌قـریب می‌آیـی
  نهیب می‌رسد از ره نهیب را بشکن
شده رقیب تو جانا رقیب را بشکن
در آی و صولت و سهم فریب را بشکن
برو به کعبه و لات و صلیب را بشکن
بیا به باغ و چمن، نازِ عندلیب را بشکن
تو زیبِ سیم‌و زری زیبِ زیب را بشکن
بیا و رونق و نامِ طبیب را بشکن
ز در درآی تو سوزِ لهیب را بشکن
ر آی و غـربت و رنـجِ غـریب را بشکــن
بـرون خــرام دلا، عن‌قــریـب را بشکـن

تهران- ۲۹/۱۰/۸۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>