آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> شمع کشته

شمع کشته

یا رب خدنگِ غمزه به راهِ کسی مباد
خُرّم دلی که از وزشِ آه ایمن است
صورت به لطفِ سیلی خود سرخ کرده‌ام
تاوانِ دیده را دل بیچاره می‌دهد
دستم به سرو نازِ قدِ او نمی‌رسد
بی‌اعتنا به اشکِ خریدارِ خود مباش
نتوان نیاز خویش ز نو کیسه قرض کرد
منشین بــه بـوی لطفِ فرومایگان به عمر
از شمع کُشته‌شعله اشکی نشد بلند
  بر دستِ می‌فروش نگاهِ کسی مباد
در رهگذار باد گیاهِ کسی مباد
روشن سرا ز پرتوِ ماهِ کسی مباد
ترسیده از گناه گواهِ کسی مباد
کوته ز درد، شعله آه کسی مباد
یک دل شکسته‌ای به سپاهِ کسی مباد
ایوان پی شکسته، پناهِ کسی مباد
یک تن خُمـار، چشـم به راهِ کسـی مبـاد
یا رب زبـان بـریده گواهِ کسی مبـاد

۱۹/۷/۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>