آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> سلام بر امام مجتبی(ع)

سلام بر امام مجتبی(ع)

باده بنوشید با صراحی و از خُم
عود بسوزید و نیز مُشک بسایید
شعر سرایید از غزل و قصیده
مژده که آمد به دهر معنی کوثر
آمده جبریل بهر تهنیت طفل
سبط کبیر است و مجتبی و حسن نام
هست امام دوم و سبط نخستین
فخر نبی باشد و خلیفه مولی
کهف امان است در حوادث دشوار
سید و سالار و سربلند و سلحشور
هادی امت بود ز جهل و خرافات
گشت ز انفاق خویش شهره آفاق
در جمل و نهروان و نیز به صفین
هان که امام نخست و نفس پیمبر
دید حسن نامده برفت به میدان
گفت که امر من است دگر مگذارید
گر بشود کشته این سلاله احمد
هر که بود منکرش به گفته قرآن
وای از این همرهان سست عناصر
همسر ناهل اوست «جَعده» نا اهل
نیست سپاهش دگر مطیع و دلاور
قائد لشکر که گشت خائف و خائن
دشمن دین است هر ستمگر سفاک
من چه بگویم ز قول و فعل خوارج
پینه به ناصیه دارد و ذکر به لب‌ها
هم بکشد طفل و زن به کوچه و بازار
داعش و صدام و ناصبی و خوارج
خون جگر خورد تا که پیرو خود را
چون‌که معاویه گشت حاکم اسلام
بود چو ابلیس پرفریب و منافق
مشرک و کافر به حرف پاک نگردد
خواست که بنیاد دین ز بُن بکند فاش
ریخت به ناحق دماء مردم مؤمن
صلح حسن کفر خصم کرد هویدا
لیک امام دوم ز دیگر زوجات
قاسم و عبدالله و حسن و ابوبکر
کشته شدند هر چهار در ره اسلام
حال نگر عاشقش ز مردم دنیا
یــا ز صفــاهان و رشت و از بــم و شیراز
زایـر او گشتـه‌انـد از زن و از مـــــرد
  عطر بپاشید تا منارۀ هفتم
گل بفشانید با سرور و تبسم
شعر بخوانید با سرود و ترنم
سبط نبی و نعیم و اهل تنعم
پیش پیمبر ز عرش و طارم هشتم
هست به آل‌النبی ستاره انجم
حجت سوم بود و عصمت چارم
جان حسین است و نیز هم‌نفس امّ
فُلک نجات است در بحار و قماقم
اهل محبت بود و اهل تفاهم
منجی مردم بود ز بیم تلاطم
حل بنمود بی‌قیاس مشکل مردم
کرد به دشمن ز رزم خویش تحکم
کرد ز رزم حسن چگونه تکلم
دفعه هشتم نه بلکه دفعه شصتم
تا برود جنگ خصم دفعه چندم
نسل پیمبر ز قتل او بشود گم[۱]
هست چو انعام رو بخوان تو آیه «بَلْ هُمْ»[۲]
جو بفروشند با حواله گندم
بود هم ابلیس و نیز و بود چو کژدم
فاش بر آنها بخوان تو آیه «لَسْتُمْ»[۳]
کاش به دارین نام او بشود گم
نیست بشر گر که نیست اهل ترحم
خصم خدا کرده راه مجد و شرف گم
لیک به اصل و فروع کرده تهاجم
نیز به آتش کشد مزارع مردم
جمله ز یک جبهه‌اند آی برآرم!
داد نجات از بلای جهل و توهم
آن‌که بُد او چو تبار مظهر «ذَرْهُمْ»[۴]
آن‌که از او دین کند به حشر تظلم
نی به وضو جان من نه غسل و تیمم
خواست کند بت‌گری دوباره تحکم
داشت به دل کینه عمیق به مردم
کرد ز تدبیر خویش دفع تهاجم
چار پسر داشت دلپذیر چو قاقم
فخر حسین‌اند و افتخار اب و اُم
تا که ره و رسم عشق یافت تداوم
از ری و تبریز و لار و مشهد و جهرم
از همـه جـا از اراک و شـوشتـر و از قــم
اهـل جنــوب و شمـال و یزد و سمیرم

۱۵ رمضان ۱۳۹۳

سالگرد میلاد امام حسن مجتبی(ع)

[۱]. نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰٫

[۲]. اولئک کالانعام بَلْ هُمْ اَضَلَّ (آنها مانند حیوانانند بلکه گمراه‌تر و بدتر). سوره اعراف، آیه ۱۷۹

[۳]. لَسْتُمْ عَلی شیء. سوره مائده، آیه ۶۸

[۴]. فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبوا (آنها را به خودشان واگذار کن تا در باطل خود فرو روند سوره معارج، آیه ۴۲٫

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>