آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> ساحل عشق

ساحل عشق

بـیـا بـه کـوی صفـا پیشـگان سری بزنیـم
رسد به چشمه خورشید مرغ جان، به یقین
به شوق دیدن آن شمع آفتاب افروز
گمان وصل نه چندان خیال هست و محال
شکست کشتی دل در یم محبت دوست
بـــرون نمــی‌رود از دل محبـتش یک دم
بیــا و پـرده بگـردان که راه وی گیـــرند
  به دست عشق و وفا حلقه بر دری بزنیم
در آسمان ارادت اگر پری بزنیم
خطر نموده و خود را به آذری بزنیم
به بارگاه کریمش اگر دری بزنیم
بیا به ساحلش از عشق، لنگری بزنیم
چنین خوش است به یادش که ساغری بزنیم
در این زمــانه اگــر ســاز دیگـری بزنیم

تهران – ۴/۱/۶۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>