آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> زار و ناتوان

زار و ناتوان

غم فراق تو سوزاند استخوان ما را
بیا که راه نبردیم بی تو بر مقصود
شکسته کشتی ما در یم فراق الغوث
تویی دلیل و تویی منجی و تویی محبوب
بر این خرابه‌نشینان ترحم آر دمی
گذشت عمر و نبردیم لذتی ز جهان
چه نعمتی است وجود تو ای فـرشته سرشت
بهار بـی‌‌تـو خزان است و عشق بی تو فریب
  نموده دوری تو زار و ناتوان ما را
ز پا فتاده هجریم کو، نشان ما را
کجاست ساحل آسایش و امان ما را
تویی بهشت و تویی نعمت حسان ما را
فراق تست که سوزاند آشیان ما را
که زمزم است بدون تو، شوکران ما را
که یـاد و نـام تـو هـم می‌کنـد جوان ما را
ز در درآی تــو ای بــاغ و بوستـان مـا را

۲۰/۱/۷۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>