آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> روز و شب مستم

روز و شب مستم

چه باده‌ای‌ست نگاهت که روز و شب مستم
چه شد که از همه الفت بریده‌ام یک عمر
به غیر عهد و وفایت که بسته با دل و جان
گذشت تیر نگاهت شبی ز سینه من
مگر نه جان منی جان من، کنون بشنو
کنون به وادی هجران فتاده‌ام از پا
تخلص غــزلم چـون طـلایه وصف تو گشت
شـراب و بـاده خمـاری کنـد فـزون امروز
  چه دیده دیده که چشم از همه فرو بستم
چه بود آن‌که همه عمر با تو پیوستم
تمام عهد و وفا را به عشق بشکستم
به بوی تیر دگر در ره تو بنشستم
که با وجود تو دعوی بود که من هستم
چرا به دامن وصلت نمی‌رسد دستم
دگــر نمـانده سخـن چون کتـاب را بستم
چه باده‌ای‌ست نگاهت که روز و شب مستم

تهران – ۳۰/۲/۸۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>