آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> رخ قشنگ

رخ قشنگ

چو عطر گل که به رگهای بوستان جاریست
چه آتشی است که افکند عشق تو به دلم
رخ قشنگ تو بنمود باغ را گلرنگ
نه دل بود همه از عشق تو به جوش و خروش
پیاله از لب میـگون توست مسـت و خـراب
ز بوستان تو سعدی مگر نموده عبور
مگر به خواب مه و مهر دیده‌اند تو را
می نگاه تو عمری است کرده مست مرا
قلـم شکست قضــا تـا تو را کشید به دهر
تبسـّـم لب شیـرین تـو جــوانم کــرد
  شمیم موی تو در جان عاشقان جاری‌ست
که صد شرار ز دل تا به بیکران جـاری‌سـت
که رنگ شوق به رخسار باغبان جـاری‌سـت
شکوه عشق در آواز بلبلان جاری‌ست
نشاط باده به سیمای می کشان جاری‌ست
کز آن نسیم هنوزش به گلستان جـاری‌ست
که اشک شوق ز چشمان آسمان جاری‌سـت
که ردّ نشئـه آن در دل زمـان جـاری‌سـت
دلیـل آن بـه رخ زرد شـاهـدان جاری‌ست
نشان آن به دل و شعر و در بیان جاری‌ست

تهران – ۲۴/۸/۸۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>