آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> ذبح عظیم

ذبح عظیم

هوا بهاری و گل در کنار و شاد نسیم
رقیب خفته و دلدار مست و شمع خموش
جرس فتاده به سویی، خروس رفته به خواب
رسید مژده به بلبل که با ترانه و شعر
به دور محفل پروانه نک بگردد شمع
سبو و ساغر و خم مست و جام و صهبا مست
چو از شرابِ دو چشمِ تو باده شد سرمست
به تی
ـرِ غمـزه تـو کشتـه شـد هـزار عاشق
عطـا و مهـر تو نـازم که جان نداده ذبیح
  امید زنده و شب دلپذیر و بخت عظیم
عطش چو آتش و می در پیاله دور از بیم
هراس مُرده و از دل شده‌ست رنج و سقیم
هوس فزاید و از دل برد عذاب الیم
کنند جمله آزادگان تو را تعظیم
چو بر گرفته ز دستت پیاله‌ای تسنیم
به کوی تو همه می‌خوارگان شدند مقیم
هنـوز عـاشـق از آن غمـزه‌هـا نـدارد بیـم
بخوانده‌ایش تو با لطفِ خویش ذبحِ عظیم

۸/۲/۸۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>