آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> خوف گناه

خوف گناه

نه خائفم ز گناه و نه غرّه‌ام به ثواب
مگر که خوفِ گنه داشت آن امامِ مبین
ز خوفِ اوست اگر لذتی بود در جان
به غفلتی همه اعمال می‌رود بر باد
بگو به آن‌که همی خواند
سابقوناز حفظ
مکن تو تکیه بر اعمالِ خویشتن هرگز
ب
ـدون واهمـه گـر بگـذری ز پُل مَردی
خطاست جز به عنایـاتِ دوست دل بستن
  که خوف عادت عبد است و غرّه هست سراب
که روز و شب بکشید او ز نفسِ خویش حساب
خشوع و خشیتِ او می‌برد ز دیده حجاب
به یک خطا بشود صد هزار نامه خراب
که خانه دیر نماند اگر بود بر آب
که ترسم آن‌که بمانی دَمِ رحیل به خواب
بدونِ ترس دهی گر به هر سـؤال، جواب
صواب نیست اگر دلخوشی به شوقِ ثواب

۲۲/۵/۸۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>