آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> حلول ماه رمضان

حلول ماه رمضان

ماه صیام آمده حق را سپاس کن
در ماه دوست نفس تو خود نیک پـاس کـن
هم فعـل خویش پاک کـن و هم حواس  کن
  بر درد هر گناه شفا التماس کن
رو سوی دوست توبه به جد بی‌هراس کن
بر جسـم و جـان خـویش ز تقوا لباس کن

غافل مباش چون‌که بود روز محشری

ای دل چرا ز کوی سعادت برون شدی
بی‌شک که در نهایت خواری درون شدی
پیـروز کی شوی تو که این‌سان زبون شدی
   بی‌دین شدی چو کاخ و بنا بی‌ستون شدی
مقهور نفس و تابع شیطان دون شدی
بنگـر به خویش تا که بـدانی که چون شدی

برگرد و کن رها تو جفا و ستمگری

باز آ که باب رحمت دادار باز شد
ای نادم از گناه، زمان نیاز شد
عاصــی بیـا کـه دوره عصیـان دراز شـد
وقت دعا و موسم راز و نیاز شد
مجرم ز جرم پاک شد و سرفراز شد
برخیـز و تـوبه کـن که در تـوبـه باز شـد

از توبه نیست نزد خدا کار بهتری

بنگر که شرع، مقصدش از روزه چیست هان
امساک از گناه و غذا کن تو ای جوان
کاین عرصه نیست لایقت ای دوست بی‌گمان
  دقت نما که روزه کند پاک جسم و جان
آ‌ن‌گه شود روان تو پاکیزه آن چنان
تو لایقـی که سیـر کنـی سـوی آسمــان

روحت به بحر قدس نماید شناوری

بر خوان دعای جوشن و بوحمزه در سحر
روحت به سوی قدس نماید یقین سفر
گـه عیسـی‌ات جلیـس و جبـریل همسفر
  گر افتتاح خواندی از خود شوی به در
آن‌گه ز عرش و لوح و قلم می‌دهی خبر
بینـی یقیـن ز شـوکت سبحان تو صد اثـر

آن‌گه بدان ز کل ملایک تو برتری

برگشتی ار ز طوف حریم خدا یقین
اینها بود نتیجه تقوا و حفظ دین
رفتـی به سوی عرش و بشد سدره‌ات نشین
  سرتاسر زمین به خدایت بود نگین
تو آن بدی که چرخ گرفتت رکاب و زین
روح‌القـــدس ز جـانب حـق گفت آفریـن

بی‌شک که بر تمامی عالم تو سروری

پس ای رفیق جانب عقلت نظاره کن
یک دم به نزد خویش گناهت شماره کن
یعنـی به سـوی حـق ز صـداقت اشاره کن
  از روی صدق توبه ز عصیان هماره کن
روحت غریق بحر گناهست چاره کن
گـر حـاجتت نـداد تـو زاری دوبـاره کــن

از بهرت ای عزیز گشاید خدا دری

ماهی که بندگان همه مهمان داورند
همواره سرفراز و گران‌قدر و سرورند
دنیـا و مـاسـوا به دو ارزن نمـــی‌خــرند
  فرخنده آن گروه که مشتاق این درند
آنان که عاشقند به این پایه ره‌برند
پاکنـد و پـاکـدامن و هـم نیـک اختــــرند

طوبی لهم که اند به از شمس و مشتری

«والعصر» و «سبح اسم» و «اذاالشمس» و «هل اتی»
«یاسین» و «طور» و «عمّ» و «والنجم» و «والضحی»
یکسـان کنـد حـدیث کــه دادار رهنمــــا
  «والتین» و «قل اعوذ» و «اذا جاء» و «والسماء»
«طاها» و «نور» و «فاتحه» و «قدر» و «انبیا»
بـاشد قــریب و سـامع و غفـار و مقتــدا

همواره باز هست ز الطاف او دری

ماهی که گر ز صدق در آن افکنی نگاه
بی‌شک که نیست چون رمضان با جلال ماه
قـدرش بدان که قـدر به است از هـزار ماه
  دانی که هست مغتنم و فر و قدر و جاه
اصحاب دوزخند در این ماه در رفاه
ای خوش به عاشقی که برد سـوی حق پناه

شاهد خداست به به از این عشق و دلبری

ماهی که فتح مکه در آن کرد مصطفی
فزت و رب کعبه در آن گفت مرتضی
سـالار عشـق داشـت به روز و شبش بکـا
  معراج و بدر کرد همی ارج آن فزا
طالع بشد به نیمه آن نور مجتبی
فـخــر نبــی سفینـه حـق تــاج انبیــا

از اوست هر چه هست اگر شرع و دفتری

افسوس و آه چون که جدا ز امر داوریم
یک شب نشد به خلوت با او به سر بریم
بـاری نشـد که عــذر بـه درگاهش آوریم
  شد کاروان عمر و به خواب خوش اندریم
یک دم ز هول حشر همی یاد ناوریم
از بحـر چیست کـاین همه در جهل اندریم

باور نما که نیست چنین قول سرسری

خواهی اگر به عرصه عزت زنی قدم
خواهی اگر نفوذ سلیمان ذوالحشم
بـر بـارگـاه فــر و جـلالت زنـی علـــم
  خواهی تو گر سیادت خاقان و قدر جم
آیی برون ز خواری و بدبختی و ستم
بـازآ کنــون بــه مکـتـب اسـلام لاجــرم

یاری نما تو مذهب لاریب جعفری

اول رمضان‌المبارک۲۰/۷/۵۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>