آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> تو لوح سپاس کردگاری

تو لوح سپاس کردگاری

ای فخر خدای دادگستر
ای سرمه چشم آفرینش
ای نور خدای در تجلّی
هر بنده که قرب دوست خواهد
بالنده‌ترین درخت توحید
هستی بفشرد لب به دندان
شد مولد تو مطاف عالم
مسجود ملایکی ز اول
بالد به تو جبرئیل دایم
دنیا چو تو دیگری نزاید
رزمنــدگیــــت عــزای کفــــر است
تــو نـــور تمـــام کـــاینــــــاتی
  ای مایه عزّت پیمبر
ای خال عروس هفت کشور
در حشر و حنین و بدر و خیبر
این بی تو نمی‌شود میسر
بر جمله کاینات زیور
گشتی تو چو خانه‌زاد داور
سرّی‌ست نگفته تا به محشر
میزان عبادتی به آخر
زیبد به تو عرش و فرش یک‌سر
شد مادر دهر پیر و ابتر
ای ذات خــــــدای را تــــو مظهـــر
ســـرچـشمــه چـشمــــه حیــاتی

 ۲

ای روح خدا و رمز لولاک
پاکی ز تو یافت آن مکانت
ما را چه رسد که از تو گوییم
آن شب که خدای میهمان کرد
جز احمد و حق کسی نبوده‌ست
تو سرّ نگفته خدایی
قدر تو و فَهم لیلهًْ‌القدر
مردی به شجاعتت نبوده‌ست
آن شب که سروش «قد قُتل» گفت
بر تو چه گذشت چون‌که زهرا
از صبــر تــــو در شگفـــت عـــالــم
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
وی سایه عرش و میر افلاک
راه تو برفت هر که شد پاک
کی خاک رسد به گَردِ افلاک
پیغمبر خود به خوان لولاک
در ساحت قدس دوست اِلّاک
سرّی نبود به جز معماک
جز حق و نبی نکرد ادراک
کز دشمن دین نداشتی باک
هستی ز تو کرد پیرهن چاک
مضروبه شد و فتاد بر خاک
احسنــت بگفــت بـــر تــو مـــولاک
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۳

ای مونس جبرییل اعظم
ای سرمه چشم آفرینش
با یاد تو ساخت نوح، کشتی
همراه خلیل بوده‌ای تا
فرعون به نیل کرده‌ای غرق
بگشود زبان مسیح از تو
تا یافته‌ای به کعبه مولود
در قلب تو جز خدا کسی نیست
همگام نبی به عرش اعلا
در عرش چه رفت تا از آنجا
تو عبد عبید کردگاری
فخر و شرفت همیشه این است
هرچند ز ذرّه کمترینم
شــرمنـــده ز قــول و شعـر خـــــویشم
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
وی پور و ولی و میر آدم
محبوب موخّر و مقدّم
با دست تو گشت کار محکم
پشت بت و بتگران شود خم
در طور تو با کلیم همدم
آرام و قرار یافت مریم
شد مولد تو مطاف عالم
غافل نبدی ز دوست یک‌دم
رفتی که بدی به دوست محرم
پیغمبر عشق گشت خاتم
تسلیم خدای حی اعلم
ای جان رسول و اسم اعظم
اشعار من از تو گشت ملهم
لیــک عــاشقـــم و دریـــغ ابکـــم
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۴

تکبیر رسانده‌ای به کونین
هستی به امید ایستاده
در وقت رکوع کردی انفاق[۱]
انفاق و یا نماز؟ لاکن
با این همه قدرت و صلابت
جان‌ها به فدای جان پاکت
بر لطف تو باز دارم امید
ای جان نبی تو را به زهرا
از لطــف نمـــا بــه مـــا نگــــاهـی
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
در جنگ سپه شـکـن به سیفـیـن
بهر نگهی به طرفهًْ‌العین
به به که شدی خدای را زَین
خود محو خدای اندرین بین
خود وصله زنی لباس و نعلین
آن جان که نداشت ثانی اثنین
گر زین نه ام نباشمت شین
آن‌کس که تو راست قرهًْ‌العین
کـایـن لمحــــه بــود ســرور داریــن
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۵

ای داده خدای بر تو بیرق
ای ذات خدای در تجلی
دیدار حق ار نبود امکان
محتاج تو کاینات یک‌سر
تکبیر تو کرد پشت دین راست
در قلب تو جز خدا کسی نیست
تو آیت مطلق خدایی
فرق تو همان دمی که بشکافت
آغــاز و نهـــایت تــو حـــق اســـت
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
 
دادی تو به هر چه هست رونق
گشتی تو ز ذات دوست مشتق
رخسار تو آیتی است از حق
مرهون تو انبیاست الحق
تیغ تو تمیز ناحق از حق
ظلمت نشود به نور ملحق
نسبی است بشر فقط تو مطلق
پیشانی دین بگشت منشق
روشــن بـــود ایــن بیـــان نـه مغلق
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۶

بی روی تو چشم دیدنم نیست
غیر از تو به دل نداده‌ام راه
بی‌یاد تو زندگی تباه است
چشمان ستارگان گواه است
مژگان نزدم به هم که شاید
پر شد به تو گر جهان ز دشمن
باری‌ست فراق بر دل من
فریاد و دریغ و درد و فریاد
می‌گــویـم و هســت ایــن شعــــارم
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
جز حرف تو میل گفتنم نیست
جز بر ره تو نشیمنم نیست
باز آی که پای رفتنم نیست
جز اشک تعب به دامنم نیست
آیی که سر شکفتنم نیست
بالله که غمی ز دشمنم نیست
زین غصه هوای گلشنم نیست
بازآی که چشم روشنم نیست
دیگــــــر کــه تـوان گفتنــم نیسـت
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۷

سرها همه خم بر آستانت
ای جان رسول و عِدل دادار[۲]
در بدر و حنین و جنگ احزاب
ای فخر بزرگ آفرینش
ای روح بزرگ صبر و اخلاص
جز در ره حق نگشت تیغت
نهجت ز بلاغه گشت معلوم
شرمنده توست عقل و تدبیر
نازم به جهاد آشکارت
اَوخ به نماز آخرینت
گِریَم ز برای دردهایت
روشــن ز تــو گشـت روح و جـــانــم
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
  جان همگی فدای جانت
باشد برِ دوست این نشانت
دین گشت قرار در امانت
هستی است گدای آب و نانت
پرهیز همواره میهمانت
و آن تیغ مؤثر زبانت
این بوده ز معجز بیانت
پاکی و خلوص پاسبانت
بالم به عبادت نهانت
فریاد ز دست دشمنانت
ای وای ز دست دوستانت
ای جـــان جهـــان فـــدای جـانــت
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۸

ای گفته خدات بر تو صد بخ[۳]
خورشید به دامنت بیفتد
محتاج نبوده‌ای به دشمن
در قول تو اسوه‌ای و در فعل
زهد است دوای دردهایت
هم شوی بتول و باب سبطین
بالنده ز حمد توست محراب
دردا و دریغ و درد و فریاد
دنیا نشناخت قیمتت را
مـدیــون جهــاد تـــوست اســــلام
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی
ای کهف امان و روح شامخ
تا آن که به سوزنت کند نخ
تا روز غدیر گویدت بخ
شد فاصله‌مان هزار فرسخ
جهل آمده است و گشته برزخ
هم جان رسول و هم ورا اخ
شرمنده ز روی توست مطبخ
آوخ و هزار باز آوخ
هم ساقه شکست و خم بشد شخ
از بــدر و حنیــن و طــف و در فـــــخ
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی

۹

ای کوه سخا و کان بخشش
ای جان دعا و روح تسبیح
اخلاص بکرده ای تو معنا
دنیا سه طلاق داده‌ای تا
هرگز سر شیعه خم نگشته‌ست
تو لوح سپاس کردگاری
از روز الست و عالم ذر
ای نکهت باغ و عطر گلزار
ای رایت حق و خصم باطل
پُــر گشــت فلــک ز ذکـــر خیــرت
تــو نــــور تمــــام کــاینـــــــاتی

ای ساحل دین و بحر دانش
ای کنز ثنا و عمق کرنش
تفسیر کتاب آفرینش
ویرانه شود سرای خواهش
زیرا که نکرده‌ای تو سازش
بر خُلق رسول عشق و بینش
کرده‌ست خدا تو را گزینش
ای بوی بهار و بار بارش
ای آفت جور و ضد نرمش
آن ذکـــر کـه نیســت رو بــه کـاهش
ســرچشمـــه چشمـــــه حیـــــاتی
 

سالروز میلاد امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(ع)

سیزدهم رجب ۱۴۲۱- مطابق با ۲۰/۷/۱۳۷۹

[۱]. إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون (ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند: همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند)‏. سوره مائده، آیه ۵۵٫

[۲]. وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً  قُلْ کَفَى، بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ. سوره رعد، آیه آخر.

[۳]. آفرین، احسنت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>