آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> ای فخر خدای دادگستر

ای فخر خدای دادگستر

ای فخر خدای دادگستر
ای سرمه چشم آفرینش
ای نور خدای در تجلی
هم مونس یوسفی و هم نوح
ای رهبر هود و لوط و یونس
الله، علی گذاشت نامت
هر بنده که قرب دوست خواهد
دنیا چو تو دیگری نزاید
نهجت ز بلاغه هست معلوم
دنیاست خموش تا تو گویی
آنِ تو جهان و دلخوشی با
تو جان پیمبری چه زیبا
تو مظهر انّما و تطهیر
غــرنــده چــو رعــد روز پـیــکــار
ای آن‌کــه زره بــه پــیــش بـسـتـی
بالنده‌ترین درخت توحید
در وقت نماز خویشتن را
هنگام قیام تو به پا خاست
در نیّت تو به جز خدا نیست
تکبیر تو کرد پشت دین راست
با حمد تو کرد حمد معبود
توحید تو نفی ماسوی الله ست
رفتی به رکوع و در رکوعند
تو ذکر مجسمی بدان حال
یزدان بستود و انّما گفت[۱]
با سجده تو تمام هستی
لوح و قلم و سریر و کرسی
بر لوح به خط صنع بنوشت
گر تو نبدی درخت توحید
در ذکر تشهدی تو دایم
اسلام تو والسلام کفر است
در غزوه بدر و جنگ خندق
در جنگ میان کفر و اسلام
مسجود ملایکی ز اول
مانند غلام توست یوسف
هستی تو ز سرّ دوست مسبوق
اکسیر چه هست؟ من چه گویم
بر جمله خلق پیشوایی
در کعبه گلی شکفت و این فضل
شد مولد تو مطاف عالم
بر بعثت سید رسولان
در سوره رعد، شاهد آورد
یک شاهد گشت ذات معبود
نازم به جلال و قدر و جاهت
فرمود رسول اگر نبودی
فرمود پیامبر ای علی جان
یک باب ز من بود از آنها
یک باب دگر از آن که از تو
ابواب دگر ز شیعیانت
بالاتر از این مصیبتی نیست
میسور نشد حکومت تو
معنای حکومت الهی
تو خانه‌نشین شدی و گردید
اصحاب نبی شدند بی قدر
هر ظلم که می‌رود به هرجا
از روز سقیفه گشت برپا
اینک بنگر به شیعیانت
کز بعد شهادتت چگونه
ای آیـــت حـــق و روح تــــوحیـــد
ای جـــان رســول و اسـم اعظـــم
  ای مایه عزت پیمبر
ای خال عروس هفت کشور
در دامن طور و جای دیگر
در چاه و بلا و بحر اخضر
ای خضر و خلیل را تو رهبر
ای ساحل امن و کهف داور
بی‌‌مهر تو کی شود میسر؟
شد مادر دهر، پیر و ابتر
ای هادی بود و هست و برتر
اسرار نهانی، ای سخنور
نان جو و خانه‌ای محقر
خــوانـده‌سـت نـبــی تــو را بـــرادر
تو ملجأ هل اتی و کوثر
تـوفـنـده چــو شـیـر بـا سـتـمـگــر
چـون پـشـت نـمــی‌کـنــی بــه داور
زیبنده عرش سایه گستر
تسلیم کنی به ذات داور
ذرات وجــود، جــمــلــه یــک‌ســـر
ایـن هـسـت ز شـمـس و روز اظــهــر
مـی‌خـواسـت چـنـیـن خـدای اکـبــر
نجم و شجر و بحور و هم بر
بت‌خانه و بت‌پرست و بت‌گر
جن و ملک و جماد و ازهر
انفاق کنی به راه داور
فخری که تو راست تا به محشر
هستند به سجده تا به آخر
ذات و عرض و عیان و جوهر
بر صفحه کاینات و دفتر
بی‌ریشه و ساقه بود و بی‌بر
در جنگ و قضا، و وقت دیگر
ای ذات خدای را تو مظهر
یا روز حنین و فتح خیبر
با قدرت حق شدی مظفر
مفتون خلایقی به آخر
کمتر ز کنیز توست هاجر
سرّی تو خود ای شهید پرور
اکسیر گری‌ست کار قنبر
بر کل پیمبران تو زیور
هرگز نشود نصیب دیگر
با امر خدای حی داور
حق جلوه کند به شکل بهتر
از بهر نبوت پیمبر
تو نیز شدی گواه دیگر
حق کرد تو با خدا برابر[۲]
مر فاطمه را نبود شوهر
شد هشت بهشت عدن را در[۳]
مخصوص تو هست باب دیگر
بغضیش نبود در دل و سر
آن‌کس که تو راست یار و یاور
از جمله ز رحلت پیمبر
تا ثبت شود به لوح و دفتر
مصداق عدالت مصور
اسلام یتیم و عدل مضطر
سلمان و بلال و هم ابوذر
بر مردم بی‌پناه بی مر
جور و ستم و حرام و منکر
با آن همه درد و رنج بنگر
دلخوش به تواند تا به محشر
ای وارث انبیــــــــــای اطهــــــر
بـــر مــا تــو ز لطـف سـایه گستر

 ۱۳/۱۰/۷۶

[۱]. اِنَّمَا وَلِیُّکُمُ‌اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ. سوره مائده،. آیه ۵۵٫

[۲]. وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ. سوره رعد، آیه آخر.

[۳]. یا علی للجنه ثمنانیه ابواب باب لی و باب لک و خمسه ابواب لشیعتک و باب آخر للذین لا یجدون فی قلوبهم ذره من عداوتک. حدیث نبوی.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>