آخرین خبرها
خانه >> شهد شعر >> اشتباه ما

اشتباه ما

آتش گرفته شهر ز اندوه و آهِ ما
ما را هوای روی تو مخمور کرده است
عشقِ تو گر گناه بود پس ثواب چیست
دست تهی و تشنه به میخانه آمدیم
بازای تا به ذکرِ تو مشغول‌تر شویم
بر کاروانِ خسته‌دلان مژده‌ای فرست
ما را سری است با تو که در پایت افکنیم
یک دل ندیده‌ایم که صیدت نگشته است
گم کرده راه کعبه به سوی تو آمدیم
  ویران شود سرای ستم از نگاهِ ما
سُکر خیالِ روی تو باشد گواهِ ما
ای از هزار نافله بهتر گناهِ‌ما
زیرا تویی به میکده تنها پناهِ ما
یاد تو هست ذکر شب و صبحگاه ما
آتش زده شرارِ فراق تو آهِ ما
بنما قبول، هدیه کمتر ز کاهِ ما
سیـلِ نگـاه سـوی تـو بـاشد گـواهِ‌ما
ای بهتـر از هـزار یقین اشتباه ما[۱]

تهران – ۳۰/۱۰/۸۰

[۱]. این مصرع از یعقوبی است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>